تاريخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 | 11:13 | نويسنده : behrooz24

تویی بهانه ام اما بهانه ای که ندارم


گذاشتم سر خود را به شانه ای که ندارم

تمام عمر کشاندی مرا به سوی نگاهت


تمام عمر به سوی نشانه ای که ندارم

چگونه حرف دلم را به چشم هات بگویم

قصیده ای که نگفتم، ترانه ای که ندارم

مرا رها کن و بگذار در قفس بنشینم


که دلخوشم به همین آب و دانه ای که ندارم

«سید حمید رضا برقعی»



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران