امیدوارم لحظات شادمانه، زیبا و باشکوهی در خاطرات همگی شما دوستان
ارجمند ترسیم شود و سالی پربار و سراسر کامیابی را در پیش رو داشته باشید
یا مقلب القلوب والابصار
ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها
یا مدبر اللیل والنهار
ای تدبیر کننده روز و شب
یا محول الحول والاحوال
ای دگرگون کننده حالی به حال دیگر
حول حالنا الی احسن الحال
حال ما را به بهترین حال دگرگون کن
کانال Corinth در یونان، یک مسیر منحصر بفرد عبور کشتی است که بین دو دریاچه Aegean و Ionian قرار گرفته است.
ایده ساخت کانال به دوران قدیم برمی گردد . اسکندر ، جولیوس سزار و کالیگولا (امپراطور روم) هر کدام بدنبال کندن این کانال بودند.حتی نرو این کار را در سال 67 میلادی آغاز کرد.
اماعملیات اصلی حفر کانال، در اواخر قرن 19 توسط مهندسان فرانسوی تحت قرارداد دولت وقت یونان انجام شد.
این کانال به طول 6.3 کیلومتر و عرض 21 تا 25 متر، از جاذبه های توریستی یونان است.
عمق آب در داخل کانال، حدود 8 متر و ارتفاع سطح آب تا بالاترین نقطه دیواره های کناری، 90 متر است.
|
|
|
|
ژاپن یک سال پس از سونامی
امواج آب با برخورد به شهر ایشینوماکی موجب کشته شدن صدها نفر شد. تا ماه ژانویه، بیشتر آوار جمع آوری شده بود.
بخش های بسیاری از شهر کسنوما ویران شد. کار مشکل بازسازی هنوز ادامه دارد.
در خیابان های شهر میاکو، ایواته در ماه مارس سال گذشته سیل جاری شده بود. ماه گذشته بعضی از آنها به حالت عادی بازگشتند.
بندر میاکی ویران شد و تنها تعداد اندکی از قایق های ماهیگیری سالم ماند. آوارها اکنون جمع آوری شده است.
کارمندی در میاکو این عکس را از این شهر آب گرفته در سال ۲۰۱۱ گرفت. ماه گذشته، ماشین ها و اتوبوس ها به خیابان های شهر بازگشتند.
امواج سهمگین از بندر میاکو گذشته و قایق، خانه م خودروهای مردم را با خود می برند.
هزارات نفر در شهر اوفوناتو کشته شدند و اکثر بناها هم تخریب شدند. بازسازی در اوفوناتو ادامه دارد.
خانه های ویران شده، وسایل زندگی و خودروهای تخریب شده در خیابانهای اوفوناتو دیده می شد اما تا ماه ژانویه سال جاری همه خیابانهای شهر پاکسازی شدند.
یک قایق که در ماه مارس سال گذشته بر بام یک ساختمان دو طبقه گیر کرده بود اکنون برداشته شده است.
یک هواپیمای خراب شده از جمله خسارتهای سونامی در فرودگاه سندای بود. این فرودگاه تنها چند روز بعد برای پروازهای حامل کمکهای اضطراری بازگشایی شد.
در مورد پيدايي اين جشن افسانههاي بسيار است اما آنچه به آن جنبه رازوارگي ميبخشد آيينهاي بسياري است که روزهاي قبل و بعد از آن انجام ميگيرد.
صورتكي سياه به نام حاجي فيروز
اگر نوروز هميشه و در همه جا با هيجان و آشفتگي و درهم ريختگي آغاز ميشود، حيرت انگيز نيست چرا که بينظمي يکي از مظاهر آن است. ايرانيان باستان نا آرامي را ريشه آرامش و پريشاني را اساس سامان ميدانستند و چه بسا که در پارهاي از مراسم نوروزي آنها را به عمد به وجود ميآوردند چنانکه دررسم بازگشت مردگان (از 26اسفند تا 5فروردين) عقيده داشتند که ارواح درگذشتگان باز ميگردند كه درآن افرادي با صورتکهاي سياه براي تمثيل در کوچه و بازار به آمد و رفت ميپرداختند و بدينگونه فاصله ميان مرگ و زندگي و هست و نيست را در هم ميريختند و قانون و نظم يک ساله را محو ميکردند. باز مانده اين رسم آمدن حاجي فيروز يا آتش افروز بود که تا چند سال پيش نيز ادامه داشت.
رسم ميرنوروزي
از ديگر آشفتگيهاي ساختگي رسم مير نوروزي، يعني جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در اين رسم به قصد تفريح ،کسي را از طبقههاي پايين براي چند روز يا چند ساعت به سلطاني برميگزيدند و سلطان موقت ( برطبق قواعدي) اگر فرمانهاي بيجا صادر ميکرد، از مقام اميري بر کنار ميشد.
حافظ نيز در يکي از غزلياتش به حکومت ناپايدار مير نوروزي اشاره كرده است:
سخن در پرده ميگويم، چو گل از غنچه بيرون آي ،که بيش از چند روزي نيست حکم مير نوروزي
خانه تكاني رسم ديرينه نوروز
خانه تکاني نخست به درهم ريختگي، سپس به نظم و نظافت اشاره دارد. درگذشته تمام خانه براي نظافت زير و رو ميشد ودربعضي از نقاط ايران رسم بود که حتي خانهها را رنگ آميزي ميکردند و اگر ميسر نبود دست کم همان اتاقي که هفت سين را در آن ميچيدند، سفيد مي کردند، اثاثيه کهنه را به دور ميريختند و به جايش لوازم نو ميخريدند و در آن ميان شکستن کوزه را که جايگاه آلودگيها و اندوه هاي يک ساله بود واجب ميدانستند، ظرفهاي مسين را به رويگران ميسپردند ،نقرهها را جلا ميدادند، گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک ميکردند ،فرش و گليمها را از تيرگيهاي يک ساله ميزدودند و بر آن باور بودند که ارواح مردگان وفروهرها (ريشه کلمه فروردين) در اين روزها به خانه و کاشانه خود باز ميگردند و اگر خانه را تميز و بستگان را شاد ببينند خوشحال ميشوند و براي باز ماندگان خود دعا ميفرستند وگرنه غمگين و افسرده باز ميگردند ازاين رو چند روز به نوروزمانده در خانه مُشک و عنبر ميسوزاندند و شمع و چراغ ميافروختند.
در بعضي نقاط ايران رسم بود که زنها شب آخرين جمعه سال بهترين غذا را ميپختند و بر گور درگذشتگان ميپاشيدند و روز پيش از نوروز را که همان عرفه يا علفه و يا به قولي بي بي حورباشد به خانهاي که در طول سال ،درگذشتهاي داشت به پُرسه ميرفتند و دعا ميفرستادند و ميگفتند که براي مرده عيد گرفته اند.
سبزه سبز كردن نماد بركت و باروري
در گير و دار خانه تکاني و از 20روز به روز عيد مانده سبزه سبز ميکردند. ايرانيان باستان دانهها را که عبارت بودند از گندم، جو، برنج، لوبيا، عدس، ارزن، نخود، کنجد، باقلا، کاجيله، ذرت و ماش به شماره هفت( نماد هفت امشاسپند) يا دوازده (شماره مقدس برجها) در ستونهايي از خشت خام بر ميآوردند و باليدن هر يک را به فال نيک ميگرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروري خواهد بود. خانوادهها به طور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (انديشهي نيک)، هوخت (گفتار نيک) و هوورشت (کردار نيک) سبز ميکردند و فروهر نياکان را موجب بالندگي و رشد آنها ميدانستند.
چهارشنبه سوري مقدمه اي براي جشن نوروز
چهار شنبه سوري که از دو کلمهي چهارشنبه (آخرين چهارشنبه سال) و سوري که همان سوريک فارسي و به معناي سرخ باشد تشکيل شده و در کل به معناي چهارشنبه سرخ و مقدمه جدي جشن نوروز است.
در ايران باستان بعضي از وسايل جشن نوروز از قبيل آينه ، کوزه و اسفند را به يقين شب چهارشنبه سوري و از چهارشنبه بازارتهيه ميکردند. بازار در اين شب چراغاني و زيور بسته و سرشار از هيجان و شادماني بود و البته خريد هرکدام هم آيين خاصي را تدارک ميديد.
هنگام غروب بوتهها را به تعداد هفت (نماد هفت امشاسپندي يا سه نماد سه منش نيک روي هم ميگذاشتند و خورشيد که به تمامي پنهان ميشد، آن را بر ميافروختند تا آتش سر به فلک کشيده جانشين خورشيد شود. در بعضي نقاط ايران براي شگون وسايل دور ريختني خانه از قبيل پتو، لحاف و لباسهاي کهنه را ميسوزاندند.
آتش ميتوانست در بيابانها و رهگذرها و يا بر صحن و بام خانهها افروخته شود. وقتي آتش شعله ميکشيد از رويش ميپريدند و ترانههايي که در همه آنها خواهش برکت ، سلامت ، بارآوري و پاکيزگي بود، ميخواندند.
آتش چهار شنبه سوري را خاموش نميکردند تا خودش خاکستر شود. سپس خاکسترش را که مقدس بود کسي جمع مي کرد و بي آنکه پشت سرش را نگاه کند، سرنخستين چهار راه ميريخت ودربازگشت در پاسخ اهل خانه که ميپرسيدند:
- كيست؟
-ميگفت: منم.
- از کجا ميآيي؟
- از عروسي.
- چه آوردهاي؟
- تندرستي.
رسم شال اندازي در چهارشنبه سوري
شال اندازي هم يکي از آداب چهارشنبه سوري بود. پس از مراسم آتش افروزي جوانان به بام همسايگان و خويشان ميرفتند و از روي روزنه بالاي اتاق (روزنه بخاري) شال درازي را به درون ميانداختند. صاحب خانه ميبايست هديهاي در شال بگذارد.
شهريار در بند 27منظومه حيدر بابا به آيين شال اندازي و در بند 28به ارتباط شال اندازي با برکت خواهي و احترام به درگذشتگان به نحوي شاعرانه اشاره دارد:
عيد بود و مرغ شب آواز ميخواند
دختر نامزد شده براي داماد،
جوراب نقشين ميبافت
و هر کس شال خود را از دريچهاي آويزان ميکرد
وه که چه رسم زيبايي است ،رسم شال اندازي
هديه عيدي بستن به شال داماد
من هم گريه و زاري کردم و شالي خواستم
شالي گرفتم و فوراً بر کمر بستم
شتابان به طرف خانهغلام (پسر خالهام) رفتم
و شال را آويزان کردم
فاطمه خالهام جورابي به شال من بست
خانم ننهام را به ياد آورد و گريه کرد
شهريار در توضيح اين رسم ميگويد: در آن سال مادر بزرگ من (خانم ننه) مرده بود. ما هم نميبايست در مراسم عيد شرکت ميکرديم ولي من بچه بودم، با سماجت شالي گرفتم و به پشت بام دويدم.
رسم فالگوش در چهارشنبه سوري
از ديگر مراسم چهارشنبه سوري فالگوش بود و آن بيشتر مخصوص کساني بود که آرزويي داشتند مانند دختران دم بخت يا زنان در آرزوي فرزند، آنها سر چهار راهي که نماد گذار از مشکل بود ميايستادند و کليدي را که نماد گشايش بود، زير پا ميگذاشتند و نيت ميکردند و به گوش ميايستادند و گفت و گوي اولين رهگذران را پاسخ نيت خود ميدانستند. آنها در واقع از فروهرها ميخواستند که بستگي کارشان را با کليدي که زير پا داشتند، بگشايند.
رسم قاشق زني در چهارشنبه سوري
قاشق زني هم که از ديگر مراسم چهارشنبه سوري بود،تمثيلي بود از پذيرايي از فروهرها، زيرا قاشق و ظرف مسين نشانه خوراک و خوردن بود. ايرانيان باستان براي فروهرها بر بام خانه غذاهاي گوناگون ميگذاشتند تا از اين ميهمانان تازه رسيده آسماني پذيرايي کنند و چون فروهرها پنهان و غير محسوس اند، کساني هم که براي قاشق زني ميرفتند سعي ميکردند روي بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجيل را مخصوص فروهر ميدانستند، دريافتشان را خوش يُمن ميپنداشتند.
هفت شين
برخي از محققان معتقدند كه پيش از اسلام، در اين سفره هفت شين مي گذاشته اند همچون شمع ، شيريني ، شير، شربت ، شهد و شاهدانه و يا هفت گياه چيدهشده سودمند به صورت هفتچين و يا هفت سيني از خوردني هاي مطلوب است اما قرن هاست كه در سفره عيد هر ايراني هفت گونه خوردني و سبزه كه حرف نخست آن سين است، چيده مي شود و آن چنان كه پيداست سخن بر سر حرف سين يا چين يا شين نيست بلكه محتواي سيني ها يا ظروفي كه خوردني در آن مي نهند اهميت دارد و محتواي ظرف ها نمادهايي در سفره هفت سين هستند.
روايات گوناگون از هفت سين
در گذشته عدد هفت خوش يمن ،مبارك و حتي مقدس تلقي مي شده است.هفتسین در مراسم نوروزی به روایتهای گوناگون به وجود آمده است، گروهی از پژوهشگران بر این باورند كه درجشن نوروز، میوهها ، شیرینیها و خوراکیها را در هفت عدد از سینیها میچیدند و بر سفره نوروزی میگذاشتند و آن را هفتسینی میگفتند که بعدها در طول زمان به هفتسین تبدیل شده است.
گروهی دیگر چنین باور دارند که در زمانهای پیش و به هنگام نو شدن سال بر سفره نوروزی هفت شين مانند شیر، شکر، شیرینی، شربت، ... مي گذاشتند که به تدریج به هفتسین تبدیل شده است.
گروهی دیگر بر این گمانند که ابتدا هفتچین یعنی هفت نوع چیدنی از درخت،بوده است که بعدها به هفتسین تغییر یافته است.
چرا «هفت» در سفره هفت سين
عدد هفت كه جمع سه و چهار است، نزد رياضيدانان به سبب شكل هندسي مثلث و مربع كه اشكال همگن و كامل به شمار مي آيند نمايانگر كمال و به شكلي نمادين، به مفهوم كثرت و تكامل است. هنگامي كه از عدد هفت، يا هفت هزار و... سخن گفته مي شود معناي زياد بودن مد نظر است. در ميان اقوام هند و اروپايي و همچنين هند و ايراني اين عدد خوش يمن و مبارك تلقي شده و در اساس، نقش اين عدد در فرهنگ ملت ها نقشي مثبت است.
واقعيت هاي طبيعي، مشاهدهها و تجربههاي مردم در گذر زمان، نقش اديان الهي و باورهاي ديني مردم در توجه ويژه به عدد هفت بسيار اساسي است و از همين روست كه قرن هاست در آيين ها و رسم هاي ايراني نيز اين عدد جايگاهي ويژه دارد. در چيدن و آراستن سفره هفتسين نيز نقش اين عدد به خوبي آشكار است.
نگاهي گذرا به واقعيت هاي طبيعي، كتب الهي، باورهاي مردم، هنر معماري، موسيقي، خط و نيز ادبيات ملل نشان مي دهد كه عدد هفت تا چه حد مورد توجه ويژه قرار دارد. در قرآن كريم و نيز نزد مسلمانان ايراني عدد هفت جداي از ساير عددها مورد توجه قرار دارد. در برخي از آيهها و سورههاي قرآن از عدد هفت نام برده شده است و نيز قرآن را مشتمل بر هفت موضوع دانستهاند. مناسك حج هفت مرحله دارد و نخستين قاريان نيز هفت نفر بودهاند. در كتاب هاي آسماني انجيل و تورات، بارها و بارها اين عدد با تأكيد تكرار شده است. همچنين نزد زرتشتيان هفت امشاسپند گرامي بوده و در آيين مهر هفت اختر معتبر بوده است. پيشينيان ما نيز زمين و آسمان را داراي هفت طبقه دانستهاند و به زمين هفت اقليم مي گفتهاند كه داراي هفت دريا بوده است.
خلق جهان را در شش مرحله يا گاهنبار گفته اند و در روز هفتم كه پايان خلق جهان است به نيايش و جشن و سرور مي پرداخته اند؛ اين آيين هنوز مشاهده ميشود و ادامه دارد. حركت و تغيير شكل ماه در چهار هفته، وجود خوشه ستارگان يا خواهران هفتگانه و همچنين تكامل جنين در هفت ماهگي، رويش دندان كودك در هفت ماهگي، تغيير تكاملي نطفه به جوجه پس از سه هفته و... از مواردي است كه در طبيعت مورد مشاهده و توجه قرار گرفته اند.
باورهاي ملت ها نيز نمايانگر توجه به عدد هفت و نقش آن است. در قديم مصريان به هفت ركن قدرت معتقد بودند، كلدانيها هفت طبقه كمال و بابليان هفت طبقه آسمان را باور داشتند، يونانيان به هفت خدا معتقد بودند، هندوان خدايان هفتگانه «آديتيا» را مي پرستيدند و روميان جشن بزرگ هفت مادر يا «سپتي ماترا» را برگزار مي كردند.
بسياري از ملت هاي ديگر نيز متوجه اين عدد بودهاند. همچنين از عجايب هفتگانه جهان نام برده شده است. در موسيقي سنتي ايراني هفت دستگاه و در خط هفت شيوه نگارش تعيين كردهاند. در هنر و ادبيات نيز توجه هنرمندان و نويسندگان به عدد هفت آشكار است.
در اساس بين اقوام هند و اروپايي و نيز ايرانيان و هندوان، عدد هفت خوش يمن و مبارك تلقي شده است و از همين روست كه در فرهنگ ايراني ما كه بنيانش بر باورهاي ديني استوار است در سفره عيد كه سفرهاي دلپذير و خوش يمن و سرشار از اميد به بهبودي و رونق بيشتر است، هفت سين چيده مي شود به اين اميد كه سال نو پر بركت و مبارك باشد.









































































































































































