تاريخ : پنجشنبه 28 بهمن 1395 | 08:40 | نويسنده : behrooz24
دیگر بهار هم سرحالم نمیکند
چیزی شبیه گریه زلالم نمیکند
پاییز زرد هم که خجالت نمیکشد
رحمی به باغ رو به زوالم نمیکند
آه ای خدا !!! مرا به کبوتر شدن چه کار؟
وقتی که سنگ، رحم به بالم نمیکند
مبهوت مانده ام که چرا چشمهای شب
دیگر اسیر خواب و خیالم نمیکند
این اولین شب است که بوی خیال تو
درگیر فکرهای محالم نمیکند
حالا کـه روزگار قشنــــگ و مدرنتـان
جز انفـعـال ، شـامل حالــم نمی کند،
باید به دستـهای مسلّح نشان دهم
حتـــی سکـوت آیـنـه ، لالـم نمی کند
فرهاد صفریان