تاريخ : پنج‌شنبه 31 فروردین 1391 | 09:07 | نويسنده : behrooz24

برداشت وهابیت از توحید

 

وهابیت

طبق اعتقاد هر مسلمانی، اصلی ترین رکن اعتقادی اسلام که جدا کننده بین مسلمانان و غیر مسلمانان است، توحید خداوند تبارک و تعالی می باشد، که هر چه افراد در این اعتقادات کاملتر شوند، بیشتر به معرفت و رضایت و رضوان الهی دست یافته و کمالات معنوی و روحی و نفسانی و انسانی و اخلاقی آنان فزونتر می گردد.

در میان اهل سنت نیز پیرامون توحید كتاب‌های بسیاری نوشته شده است. كتاب توحید فخرالدین رازی، كتاب توحید زمخشری از جمله این کتب می باشد. همچنین تفاسیر علمای پیشین حتی تفسیر قرطبی و تفاسیر علمای كلامی از جمله تفسیر محمد غزالی طوسی، همه در مورد توحید سخن گفته‌اند، با این همه جریان وهابیت معتقد است که همه مسلمین در شناخت توحید مسیر غلط را پیموده اند و به همین دلیل به تکفیر مسلمانان پرداختند.

 

مهم ترین اندیشه وهابیت

در متون وهابی‌ها هیچ واژه‎ای به اندازه «توحید» و «شرک» به کار نرفته است؛ لذا مهم‌ترین پایه اندیشه وهابیون را باید در ذیل این دو واژه بررسی کرد. از دیدگاه محمد بن عبدالوهاب و پیروان او، توحید بر دو بخش است: توحید ربوبیّت و توحید الوهیّت. منظور اینان از توحید ربوبیّت؛ اعتقاد به یکتایی خداوند در آفرینش، تشریع و تدبیر جهانیان است. و منظورشان از توحید الوهیّت، چیزی است که آن را توحید در عبادت معرفی می‌نمایند. از نگاه وهابیان، توحیدی که در برابر شرک قرار می‌گیرد ترکیبی از هر دو بخش است. بنابراین، امکان دارد کسی به یگانگی خداوند متعال در آفرینش، تشریع و تدبیر جهانیان معتقد باشد، اما کاملاً «مشرک»باشد! بدین معنا که غیر خداوند یکتا را مورد «عبادت» قرار دهد.

تفسیری که وهابیان از «عبادت» ارائه می‌دهند آنچنان وسیع و گسترده است که هرگونه تعظیم و تقدیسی را شامل می شود. از این رو، معتقدند که مسلمانان با تقدیس برخی افراد یا مکان‎ها، و حتی تعظیم قبور پیامبر و ائمه، در واقع آنان را عبادت می‌کنند. از نگاه اینان هرگونه توسل به اولیاء و عرض حاجت در نزد قبور آنان از مصادیق کفر است!

دیدگاه محمد بن عبدالوهاب درباره توحید در یکی از رسائل او به نام«القواعد الأربعة» آمده است. او در این رساله، با استناد به ظواهر برخی آیات و روایات، برای توحید، چهار رکن ذکر نموده، که در واقع ارکان وهابیت است:

1- کافران زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) به این که خداوند خالق و مدبّر جهان است اقرار داشتند ولی این اقرار، باعث مسلمان شدن ایشان نمی‎شد.

2- کافران عصر پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌گفتند که برای نزدیک شدن به خداوند و طلب شفاعت، بت‎ها را می‌خوانیم.

3- پیامبر(صلی الله علیه و آله) در میان کسانی ظهور فرمود که از حیث عبادت متفاوت بودند؛ برخی فرشتگان، برخی پیامبران و صالحان، بعضی درختان و سنگ‎ها، و عده‎ای خورشید و ماه را می‌پرستیدند، اما پیامبر با همه آنان جهاد فرمود و میان آنان فرقی نگذاشت.

وهابیت در طول سه قرنی که آثار و کتابهای خویش را منتشر می سازد، همه مسلمانان به جز گروه خود را مشرک در توحید عبادی پنداشته

4- مشرکان زمان ما از مشرکان زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) مشرک‌تر اند! چرا که مشرکان زمان پیامبر تنها به هنگام آسایش شرک می‌ورزیدند و به هنگام دشواری، مخلص می‌شدند، اما مشرکان زمان ما، هم به هنگام آسایش و هم به هنگام دشواری مشرک‌اند! 1

وی در رساله دیگرش به نام «کشف الشبهات» نیز بر این دیدگاه افراطی اصرار ورزیده، و بیش از 24 بار مسلمانان غیر وهابی را مشرک، و بیش از 25 مرتبه آنان را کافر، بت‌پرست، مرتد، منافق و شیطان خوانده است! این دیدگاه عجیب تقریباً در همه منابع وهابی به چشم می‌خورد. از این رو، بسیاری از اندیشمندان شیعه و سنی، وهابیان را به «خوارج» تشبیه، و دیدگاه‎های اینان را به تفصیل با دیدگاه‎های آنان مقایسه و تطبیق داده‎اند.

از جمله آلوسی بغدادی که خود در زمره طرفداران اندیشه سلفی گری و وهابیت به شمار می رود در کتاب تاریخ نجد بر آنها خرده گرفته و می گوید:

«سعود ابن عبدالعزیز به اطراف لشکر کشی کرد و بزرگان عرب در برابر او سر تعظیم فرو آوردند، ولی متاسفانه او مردم را از زیارت خانه خدا بازداشت و بر خلیفه عثمانی خروج کرد و مخالفان خود را تکفیر نمود. در قسمتی از احکام آنچنان شدت عمل به خرج  داد و درباره برخی از اعمال مسلمین با دیدی ظاهربینانه قضاوت کرد که آنان را متهم به شرک ساخت. در حالی که اسلام آئین سهل و آسان است، نه آئین سخت، آنچنان که علمای نجد اندیشیده اند و پیوسته بر مسلمانان منطقه یورش برده و آنان را به عنوان جهاد فی سبیل الله غارت می کنند.»2

ارتداد

 

وهابیت در طول سه قرنی که آثار و کتابهای خویش را منتشر می سازد، همه مسلمانان به جز گروه خود را مشرک در توحید عبادی پنداشته و این در حالی است که در نوشته های خویش هیچ تعریفی از عبادت، اختصاص نداده اند و صرفا به کلی گویی بسنده کردند. این مهم شایان توجه است که تبیین و بررسی توحید در عبادت و مصادیق آن کلید پاسخ به شبهات آنان، و گشودن گره هایی است که جمود وهابیان از آن مایه می گیرد، و تا این گره گشوده نشود و عبادت و پرستش به صورت دقیق تفسیر نگردد، هر نوع بحث و مناظره ای با این گروه بی فایده است.

همه مسلمین بر این متفقند که عبادت فقط مخصوص خداست  و توحید در پرستش اصل مشترک در میان تمام پیامبران می باشد چنانکه می فرماید: «و لقد بعثنا فی کل امة رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت.» 3

بنابراین اصل کلی که عبادت از آن خداست و هر نوع شرک و دوگانه پرستی از خط توحید محکوم است، اختلافی نیست.

آنچه که دستاویز دشمنی و اختلاف وهابیت با مذاهب دیگر اسلامی گردیده اختلاف در مصادیق و جزئیات پرستش است.

برای مثال پاسخ به این سئوال که آیا توسل به انبیاء و اولیاء مصداق پرستش قرار می گیرد یا توسل به اسباب است، مورد اختلاف میان وهابیان و دیگر مسلمانان می باشد. اینجاست که لازم است مقیاس و ضابطه صحیح عبادت مشخص شود تا محدوده منطقی آن به دست آید.

تفسیر ربوبیت به خالقیت و الوهیت به پرستش از اشتباهاتی است که وهابیان دچار آن شدند، که هرگز حاضر به تجدید نظر در آن نیستند. زیرا ربوبیت از کلمه رب به معنای صاحب اخذ شده و صاحب یا مالک بودن با خالقیت و آفرینندگی تناسبی ندارد، چه بسا شخصی مالک چیزی باشد که در خلق آن هیچ نقشی نداشته است، بلکه ربوبیت به معنای تدبیر، کارگردانی، و سرپرستی چیزی است که زمینه ادامه حیات او را فراهم می سازد

در کتابهای وهابیان توحید از دو بخش اصلی تشکیل گردیده که یکی از آنها را توحید ربوبی و دیگری را توحید الوهی نامگذاری می کنند که اولی را به توحید در خالقیت  و دومی را توحید در عبادت و پرستش تفسیر می کنند، و یادآور می شوند که همه فرق اسلامی توحید در خالقیت را پذیرفته و به خالقی جز خدای متعال اعتقاد ندارند، ولی آنان در الوهیت و پرستش گرفتار شرک شدند. توسل به پیامبران و صالحان و استغاثه و استمداد از آنان و یا طلب شفاعت از آنان، همه و همه مصادیق عبادت و پرستش است و از این جهت مسلمین با مشرکان زمان رسالت یکسان و همگام هستند.

تفسیر ربوبیت به خالقیت و الوهیت به پرستش از اشتباهاتی است که وهابیان دچار آن شدند، که هرگز حاضر به تجدید نظر در آن نیستند. زیرا ربوبیت از کلمه رب به معنای صاحب اخذ شده و صاحب یا مالک بودن با خالقیت و آفرینندگی تناسبی ندارد، چه بسا شخصی مالک چیزی باشد که در خلق آن هیچ نقشی نداشته است، بلکه ربوبیت به معنای تدبیر، کارگردانی، و سرپرستی چیزی است که زمینه ادامه حیات او را فراهم می سازد. نظیر چنین اشتباهی در کلمه الوهیت رخ داده است، چرا که الوهیت و کلمه اله به معنای معبود(موجودی که مورد پرستش قرار می گیرد) نیست، و هرگز قرآن با این اصطلاح سخن نمی گوید. به عنوان مثال به یکی از این آیات اشاره می کنیم که می فرماید:

(لو کان فیهما الهةالا الله لفسدتا فسبحان الله عما یصفون)4؛ اگر در آسمانها و زمین خدایان دیگری جز الله وجود داشتند، نظام آفرینش دچار فساد و تباهی می شد. مضمون آیه و برهانی که در آن وجود دارد در صورتی صحیح است که اله را به معنای خدا بگیریم و نه معبود، چون در این صورت استدلال آیه نا تمام خواهد بود. چرا که مقصود آیه این نیست که اگر معبودهایی جز خدا بودند جهان دچار تباهی می شد، زیرا در جهان معبودانی به باطل جز خدای متعال هستند در حالی که نظام آفرینش همچنان پا برجاست.

چکیده

از مجموع آنچه گذشت چنین بر می آید که وهابیان در تلقی درست از مفهوم توحید دچار خطا شده، و تفسیر نادرستی از توحید الوهی و توحید ربوبی دارند که تعصب کور بر این اشتباه، آنان را از مسیر حق منحرف ساخته و تطبیق مصادیق توحید و شرک را در نزد آنان مشتبه ساخته است.

پی نوشتها:

1- القواعد الاربعه ص4

2- کشف الارتیاب، ص 9 به نقل از تاریخ نجد

3- نحل- 36

4- انبیاء، 22   م:تبیان


تاريخ : پنج‌شنبه 31 فروردین 1391 | 09:05 | نويسنده : behrooz24

ابر و باران از نگاه قرآن و علم

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يؤَلِّفُ بَينَهُ ثُمَّ يجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَينَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِيهَا مِنْ بَرَدٍ فَيصِيبُ بِهِ مَنْ يشَاءُ وَيصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يشَاءُ يكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ «النور/43»

آيا نديدي که خداوند ابرهايي را به آرامي مي‌راند، سپس ميان آنها پيوند مي‌دهد، و بعد آن را متراکم مي‌سازد؟! در اين حال، دانه‌هاي باران را مي‌بيني که از لابه‌لاي آن خارج مي‌شود؛ و از آسمان -از کوه‌هايي که در آن است [=ابرهايي که همچون کوه‌ها انباشته شده‌اند]- دانه‌هاي تگرگ نازل مي‌کند، و هر کس را بخواهد بوسيله آن زيان مي‌رساند، و از هر کس بخواهد اين زيان را برطرف مي‌کند؛ نزديک است درخشندگي برق آن (ابرها) چشمها را ببرد!

نکات آيه:

1. ابرها براي براي جمع و مرتب شدن چرخانده مي شوند.

2ـ. ابرها مألوف مي شوند.

3. ابرها روي هم متراکم مي شوند.

4. قطره از خلال امتداد ابـر (از امتداد تراکم ابر) مي ريزد.

5. ابرهاي کوه مانند وجـود دارد.

6. در ابرهاي کوه مانند ريزه هاي يخ وجود دارد که با چرخش آنها تگرگ تشکيل مي شود.

7. برق تگرگ نزديک به گرفتن چشم است.

1. ابرها براي جمع و مرتب شدن چرخانده مي شوند:

تصاوير زير با ماهواره در طي 11 روز گرفـتـه شده. چنان که در تصويرها مي بـيـنـيـم گـردبـادها ابرها را مي چرخانند و گرداب ابري شکل مي گيرد و ابرها را جمع مي کند. قطر اين ابر حدوداً 200 کيلومتر است و سوراخ مرکز آن کـه مـانند چـشـم مي ماند حـدوداً 10 کـيـلـومـتـر است. («زجو» از جمله به معني: هـل دادن يا پيچاندن يا گرداندن چيزي براي مرتب شدن يا شکل گرفـتن است).

قران و علم روز

2. ابرها مألوف مي شوند:

به شکلي که در تصوير مي بينيم ابرها با هم مألوف مي شوند. چرا قرآن از واژه تآليف استفاده کرده است؟ تآليف بمعني سازگار نمودن و آشتي دادن دو يا چند چيز مختلف و متفاوت است. علت اين که قرآن واژه تآليف بکار برده اين ا ست که پاره ابرها از نظر دما و غلظت بخار آب و ترکيبات و غيره با هم فرق مي کنند.

قران و علم روز

3. ابرها روي هم مـتـراکم مي شوند:

ابرها روي هم انباشته و متراکم مي شوند. گاهي تراکم آنها به چند صد متر هم مي رسد.

قران و علم روز

 

4. قطره از خلال امتداد ابر (از امتداد تراکم ابر) مي ريزد:

وقتي وضعيت جوي به نقطه بارش برسد ابتدا ذرات آب در بخشهاي بالائي ابر با هم ترکيب مي شوند و قطره هاي ريز در حد سقوط کردن تشکيل مي شـوند. و چنان که قـرآن گفـته از بالا در امتداد تراکم ابر سقوط مي کنند. در مسير سقوط خـود با ميليونها مولکولهاي ديگر آب برخورد مي کنند که جذب آنها مي شود و رفته رفـته بزرگ و بزرگ تر مي شوند. تا اين که به نهايت پائين ابر مي رسند و آن را ترک مي کنند. قطره اي که ابر را ترک مي کند تقريبا 2000 بار بزرگ تر از ذرات موجود در ابر است. (پس از ترک ابر نيز در مسير خود مي توانند با قطره هاي کوچکتري که پيش از آنها از ابر جدا شده اند و بخاطر سبک تري خود سرعت کمتري دارند برخورد کنند و بزرگتر شوند).

قران و علم روز

 

5.ابرهاي کوه مانند وجود دارد:

اين نوع ابرهاي کوه مانند البته فقط با رفتن با هواپيما در محيط ابرها مشخص است. و تا پيش از پرواز انسان کسي از آنها خبري نداشت.

قران و علم روز

 

6. در ابرهاي کوه مانند ريزه هاي يخ وجود دارد که با چرخش آنها تگرگ تشکيل مي شود:

دانه تگرگ همان طور که آيه گفته در اصل ريـزه هاي يـخ اسـت کـه در بـخـش بالائي ابـر است. دانـه تگـرگ وقـتي تشکيل مي شود که بلورهاي يخي در بالاي ابر، قطره هاي آب را که سردي آنـها در دماي زير صفر است ولي يخ نمي زنند جمع مي کند. آن قطره ها که تا زير درجه انجماد سرد هستند به مجردي کـه بـلـورهـاي يخي آنـهـا را لـمـس مي کـنـنـد سريعاً يخ مي زنند. و بلورهاي يخي توسط بادهاي تند خشونت بار در ابر بالا و پائين برده مي شوند، (يا به تعبير قـرآن گـردانـده يـا چـرخـانـده مي شـونـد) کـه باعـث بـرخـورد و تـمـاس آنـهـا با قـطـره هاي بيشتري مي شود. و اين عـمل باعث مي شود که قطره هاي بيشتري دور آنها يخ بزند، و دانه تـگـرگ بـزرگ و بزرگتر بشود. تا جائي که وزن آنها قدري سنگين مي شود کـه بـاد ديگـر نمي تواند آنـهـا را با جـريـان خود به بالا ببرد و در نتيجه سقوط مي کنند. (واژه «زَجْو» که آيه براي بيان شکل گيري ابر بکار گرفته و نحوه نزول تگرگ نيز به آن معطوف نموده، از جمله به معـني: هـل دادن يا پيچانـدن يـا گـردانـدن چـيـزي براي مرتب شدن يا شـکـل گرفـتـن است).

قران و علم روز

 

7. برق تگرگ نزديک به گرفتن چشم است:

در ابـر "باد و بوران" جريان برق مثبت و منفي درست مي شود. به ايـن شکل که با بادهاي قوي "ذره ها" و "قطره هـاي ريز آب" و مخصوصاً "ذره هاي يخي" موجود در ابر، در ابر بالا و پائين برده مي شـوند کـه باعـث ايجـاد جـريان مثبت و منفي برق مي شود. جريان مثبت و مـنـفـي اغـلـب دور از هـم شـکل مي گيرند. دست آخر تـفـاوت مـيان يک مـنـطـقـه با برق مثبت با مـنـطـقـه ديگر با برق مـنـفـي، خواه در ابر يا بر زمين آن قدر زياد مي شود که برق آنها بـشکـل جـرقـه بـسـيـار بزرگ (آسـمـان درخـش) آزاد مي شود.

همين طور وقتي تگرگ از ميان يک ناحيه زير صفر و ناحيه ذره هـاي يخي در ابر مي افـتد ابر الکتريسيته مي شـود. وقـتـي قـطره هاي مايع با دانه هاي تگرگ برخورد مي کنند سريعاً هنگام تصادم يخ مي زنند. و بدنبال آن گـرما را رهـا مي کنند. ايـن عـمل سـطح دانه تگرگ را از ذرات يخ دور تا دور گرم تر نگه مي دارد. وقـتي کـه يک دانـه تگـرگ بـا يـک ذره يـخ تصادم مي کند: الکـترونها از بخش سردتر به بخش گرمتر جريان پيدا مي کنند. پـس از آن دانه تگرگ برق منفي مي شود. همين اثر نيز وقتي قـطـرهاي با دماي زير صفـر با دانه هاي تگرگ و ذره هاي ريز داراي برق مـثـبت برخورد مي کنند رخ مي دهد. اين فـندکهاي داراي برق مـثـبت توسط باد به بخش بالايي ابر برده مي شوند. و تگرگ داراي برق منفي به ته ابر مي افتد و بدين گونه بخش پايين تر ابر منفي مي شود. اين برق منفي بصورت نور تخـليه و آزاد مي شود. نور آن نيز چنانکه آيه گفـته قـوي است.

و آب اساساً وقتي تغيير حالت ميدهد، مثلاً از مايع به جامد يا از آب به بخار تبديل ميشود انرژي آزاد مي کند.

قران و علم روز

نقش برق در بارندگي و رشد گياه

 

و از آيات او اين است که برق و رعد را به شما نشان مي‌دهد که هم مايه ترس و هم اميد است (ترس از صاعقه، و اميد به نزول باران)، و از آسمان آبي فرو مي‌فرستد که زمين را بعد از مردنش بوسيله آن زنده مي‌کند؛ در اين نشانه‌هايي است براي جمعيتي که مي‌انديشند! «الروم/24»

وَمِنْ آياتِهِ يرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَينَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَيحْيي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يعْقِلُونَ

 

 

 

(«طمع» بمعني: چشم داشت بهره وري و برخورداري بيشتر، و چشم داشت به چيز دوست داشتني است).

نکات آيه:

برق بخشي از اکسيژن و نيتروژن جو را به هم مي بندد و به ترکيبات شيميائي تبديل مي کند که اکسيد نيتروژن ناميده مي شود. اين ترکيبات بعداً با آب باران ترکيب مي شـونـد و اسـيـد ضـعـيفي را تشکيل مي دهند و بر زمين سقوط مي کنند و به نيترات تبديل مي شوند. و نيترات نيز تغذيه اي بـراي گياهان مي شود. کساني که با کشت سر و کار دارند و يا منافعي در اين زمينه دارند، از وقتي با اين مقوله آشنا شوند، به برق طمع مي کنند. يعني براي بهره وري و برخورداري بـيـشـتـر از کـشـت بـه بـرق چـشـم مي دوزند.

1. برق چشم داشت بهره وري و برخورداري بيشتر را به انسان مي دهد:

 

 

 

قران و علم روز

 

برق موجود در ابر ذرات آب را به هم ترکيب مي دهد و قطره هاي بزرگ تري که در حد سقوط کردن مي رسند درست مي شود. بعد قطره سقوط مي کند و در مسير سقوط خود قطره هاي بيشتري را جمع مي کند و بزرگ تر مي شود. (عمل ترکيب شدن قطره هاي ريز آب توسط جريان الکتريسيته در قرن بيستم در آزمايشگاه مشاهده شد).

2. برق از ابر آب فرو مي فرستد:

 

 

 

ميزان بارندگي ــ آب درون زمين

« و از ابر آبي به اندازه فرو مي فرستيم و آن را در زمين جا مي دهيم و ما در بردن آن (يعني بردن آن اندازه اي که بارانده ايم) تواناييم ـــ و با آن باغهاي خرما و انگور براي شما توليد مي کنيم، که هم فراورده هاي زيادي در آن براي شما هست و هم از آن مي خوريد».

نکات آيات:

1. ميزان بارندگي و تبخير به اندازه است:

چنانکه در آيه گفته شده ميزان بارندگي آب به زمين و تبخير شدن آب از زمين به اندازه است. برآورد مي شود که در سال 513 ترليون تن آب از زمين تبخير مي شود و به همين اندازه نيز به زمين مي بارد.

2. آب درون زمين آب باران است و برخي از درختان از آب درون زمين استفاده مي کنند:

چنان که در آيه گفته شده آبهاي درون زمين آب باران است که در زمين فرو رفته، و درختاني که ريشه در اعماق دارند آب خود را از آن مي گيرند.

منابع آب درون زمين

زمر 21: « أَلَمْ تـَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْـزَلَ مِـنَ السَّـمـاءِ مـاءً فـَسـَـلَـكـَهُ يَـنابـِيـعَ فِي الاَرْضِ...»؟

« آيا نمي بيني کـه خـدا از ابـر بـاران نـازل مي کـنـد و آن را وارد مـنـابـع درون زمين مي کند»؟

آيه اظهار مي کند که منابع آبي درون زمين آب باران است. در جهان دانش در اين رابطه يک تئوري مي بينيم که مربوط به قرن هفدهم است (يعني بيش از هزار سال پس از گفته قرآن)، که مي گويد آب منابع زمين همان آب باران است که درون زمين نفوذ مي کند. البته در اين تاريخ قرآنِ ترجمه شده در غرب وجود داشته و احتمال اين که منبع برخي تئوريها قرآن باشد نيز بعيد نيست.

آب باران

فرقان 48: « وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ بُشْرًا بَينَ يدَي رَحْمَتِهِ وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا = و اوست که بادها را با نويد رحمت فرستاد و از ابر آب طَـهُـور فرو فرستاديم».

آب باران در آيه آبِ طَهُور ناميده شده است. آب طهور يعني چه؟ واژه طهور و طهارت (بمعني مصدري) بمعني: پاکي از نجاست و پليدي است. يعني پاکي از چرک، مدفوع، بو، عرق، کثافت، تعفن و گنديدگي و مواردي از اين قبيل. و طهُور بمعني فاعلي و وصفي بمعني: چيزي است که موارد مزبور را ندارد يا آنها را برطرف مي کند.

حالا چرا آب باران را آب طَهُور ناميده است؟ به اين خاطر که اگر آب هاي زمين در روند تبخير شدن و به جو رفتن و ابر شدن و باريدن نمي بودند آبهاي زمين تعفن مي گرفت. در سال حدوداً 380 هزار کيلومتر مربع آب از سطح آبها و خشکي ها تبخير مي شود.

منبع: www.cloudysky.ir


تاريخ : چهارشنبه 30 فروردین 1391 | 08:51 | نويسنده : behrooz24

خری آمد به سوی مادره خویش                بگفت مادر؛چرا رنجم دهی بیش


 

برو امشب برایم خاستگاری                    اگه تو بچه ات را دوست داری


 

خره مادر بگفتا: ای پسرجان                   تورا من دوست دارم بهتر از جان


 

ز بین این همه خرهای خوشگل               یکی را کن نشان چون نیست مشکل


 

خرک از شادمانی خفتکی زد                 کمی عرعر نمود و پشتکی زد


 

بگفت: مادر به قربان نگاهت                  به قربان دو چشمان سیاهت


 

خره همسایه را عاشق شدم من                به زیبایی نباشد مثل او زن


 

بگفت:مادر برو پالان به تن کن               برو اکنون بزرگان را خبر کن


 

به آداب و رسومات زمانه                      شدند داخل به رسم عاقلانه


 

دوتا پالان خریدند پایه عقدش                  یک افسار طلا با پول نقدش


 

خریداری نمودند یک طویله                   همانطوری که رسم است در قبیله


 

خره عاقد کتابه خود گشایید                   وصال عقد ایشان را نمایید


 

دوشیزه خر خانم آیا رضایی؟                 به عقد این خره خوشتیپ در آیی؟


 

یکی از حاضرین گفتا به خنده:              عروس خان به گل چیدن برفته


 

برای بار سوم خر بپرسید                     که خر خانم سرش یک باره جنبید


 

خران عرعر کنان شادی نمودند             به یونجه کامه خود شیرین نمودند


 

 به امیده خوشی و شادمانی                    برای این دو خر در زندگانی


تاريخ : چهارشنبه 30 فروردین 1391 | 08:49 | نويسنده : behrooz24
عجایبی که فقط در ایران می توان دید!









































تاريخ : چهارشنبه 30 فروردین 1391 | 08:49 | نويسنده : behrooz24
بازی با کوچولوی تپل و بامزه !

اندکی تحمل نمایید تا تصویر به طور کامل بارگذاری شود.



تاريخ : چهارشنبه 30 فروردین 1391 | 08:49 | نويسنده : behrooz24
گزارش های تصویری از رویدادهای این هفته در ایران

لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکسها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture و یا Reload Image را انتخاب كنید
هشتاد و دو سالگی محمدعلی كشاورز









بستری شدن محمدعلی کشاورز در بیمارستان









طراوت باران بهاری در تهران




























تاريخ : چهارشنبه 30 فروردین 1391 | 08:49 | نويسنده : behrooz24
باران شدید و آبگرفتگی در معابر کرج














تاريخ : چهارشنبه 30 فروردین 1391 | 08:49 | نويسنده : behrooz24

تصاویر زیبا از گلهای بهاری / عیدانه

برای مشاهده تصاویر در سایز بزرگ بر روی عکسها کلیک کنید
 
 
  
  
 
 
  
    
  
  
  
 
  
 
  
 

  
 
 
 
 
 
 

  
 
 
 
 
   
  
  
  
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
   
  
  


تاريخ : چهارشنبه 30 فروردین 1391 | 08:49 | نويسنده : behrooz24
ما بچه بودیم یه بازی بود به نام :

«همه ساکت بودند ناگهان خری گفت» ...

صد برابر پلی استیشن ۳ لذت داشت !

.

.

.

خدایا

مارو ببخش که در کار خیر

یا "جار" زدیم...

یا "جا" زدیم...

.

.

.

تا حالا دقت کردین چقدر حرص آوره که سر غذا

دقیقا اون چیزی رو بر میدارن که تو کلی تو ذهنت واسش نقشه کشیده بودی :|

.

.

.

امروز رفتم از دستگاه خودپرداز پول بگیرم مبلغ رو زدم ۵۰۰۰۰ تومان .

یه ده هزار تومنی داد! سه تا پنج هزار تومنی داد!

پنج تا دو هزار تومن داد! پونزده تا هزاری!

یه لحظه دلم واسه دستگاه سوخت،نزدیک بود پولو برگردونم تو دستگاه!

طفلی خودشو کشت ۵۰ تومن منو جور کرد!

.

.

.

سعی نکن به یک خوک آواز خواندن یاد بدهی

هم وقت خودت را هدر می دهی و هم خوک را اذیت می کنی !

(مارک تواین)

.

.

.

نقاش نیستم ، ولی دلم برایت پر می کشد !

.

.

.

دوتا جمله خفن دارم نه حسین پناهی گردن میگیره نه دکتر شریعتی

موندم چیکارش بکنم !

.

.

.

یه ضرب المثل چینی است میگه:

تا ایران هست بازیافت چرا؟!؟

.

.

.

دقت کردین !؟

احتمال اینکه جهتی که یو اس بی رو تو بار اول وصل میکنی درست باشه یک در میلیونه !

.

.

.

ممکن است شاهزاده ام را پیدا کنم اما پدرم همیشه پادشاه من خواهد ماند!

.

.

.

بعضیا تو زندگیت نقش دیوارو بازی میکنن

نه دوست داری خرابشون کنی ؛ نه میتونی بهشون تکیه بدی ... !!!

.

.

.

بی دل و خسته در این شهرم و دلداری نیست

غم دل با که توان گفت که دلداری نیست

رو مداوای خود کن ای دل از جای دگر

کندر این شهر طبیب دل بیماری نیست . . .

.

.

.

وقتی‌ عمق یک ارتباط رو نمیتونی‌ تخمین بزنی

‌ شیرجه زدن...

اصلا کار عاقلانه‌ای نیست!

.

.

.

مرگ حقه !


تنها حقی هست که اگر نگیری هم بهت میدن !

.

.

.

رئیس جیست!؟ :

فردی که وقتی شما دیر به سر کار می‌روید خیلی زود می‌آید

و زمانی که شما زود به اداره می‌روید یا دیر می‌آید و یا مرخصی است ...!

.

.

.

به یک نفر مسلط به زبان آدمیزاد برای رفع پاره ای دلتنگیها نیازمندیم !

.

.

.

نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد !

امشب تمامشان را بسوزان شاید بتوانی تنهایی ات را ببینی !

.

.

.

چشم هایم را به بیمارستان می برم.. نمی دانم چه مرگشان شده!

هر شب در خواب جایشان را خیس می کنند...!

.

.

.

طلا باش...

تا اگه روزگار آب ات کرد,

روز به روز طرح های زیباتری از تو ساخته شود

سنگ نباش...

تا اگر زمانه خرد ات کرد,

تیپا خوردهء هر بی سر و پایی بشوی..!!!

.

.

.

شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر.

شخصیت من چیزیه که من هستم،

اما برخورد من بستگی داره به اینکه " تو " کی باشی...

.

.

.

زنی که سرو صدا داره یعنی دوستت داره

از زنی که ساکت شده بترس

یعنی پایان .

.

.

.

از این طرح هزاران لبخند که هیچی به ما نرسید.

حالااگه یه طرح هزاران فحش بذاره

من یه نفری همه رو برنده میشم !

.

.

.

تو گذشته میگفتن پزشک محرمه..

کم کم عکاس و فیلم بردار هم محرم شدن

حالا هم که دى جى و گروه موسیقى محرم شدن

اینجور که من فهمیدم الان فقط داداشاى عروس و دوماد نامحرمن!

.

.

.

یکی از خاصیت‌های بهشت اینه که اونجا آدمای اطرافت

اون گوشه‌شون یه دکمه‌ی "Ask me later" دارن.

.

.

.

بعضیا برای اینکه

ظاهرشونو حفظ کنن

باطنشونو نابود میکنن....!!!

.

.

.

آنقدر بدم میاد ازاینایی که از سادگی و صداقت بچگیامون سواستفاده می کردن

و حرف می کشیدن ازمون!

الان که بزرگ شدم میفهمم چه مسائل فوق سری ای رو لو دادم !!!

.

.

.

یه سری استکان هست آدم میخواد چای بخوره دماغش میره تو استکان :|

مهندسین یه فکری به حالش کنین ، خعلی رو مخه !

.

.

.

چه لحظه باشکوهی بود اون لحظه..!

وقتی معلم میبردمون پا تخته ازمون درس بپرسه وسطش زنگ می خورد..!

.

.

.

یکی از مزایای پسر بودن اینه که هرچقد دلت خواس میتونی گریه کنی

آخرش دستتو محکم بمالی به چشمت، هیچچچچی نمیشه!

نه ریمیلت پخش میشه نه سایه ات بهم میریزه ....!

.

.

.

مسخره ترین سوالی که میشه از یکی پرسید:

- میتونم بهت اعتماد کنم ؟!

در تاریخ حتی یک مورد هم جواب منفی ثبت نشده!!!!

.

.

.

کاربردی ترین چیزی که من از کتاب علوم دوران مدرسه یاد گرفتم اینه که

وقتی در ترشی یا مربا باز نمیشه, بگیرمش زیر آب گرم !!:دی

.

.

.

سلامتیه اونایی که خودشون سنی ندارن

ولی روزگار دلشونو پیر کرده ...

.

.

.

گفت:اینقدر سیگار نکش میمیری
گفتم:اگه نکشم میمیرم
گفت:اگه بکشی با درد میمیری
گفتم:اگه نکشم از درد میمیرم
گفت:هوای دودی جلوی درد رو نمیگیره
گفتم:هوای صاف جلوی مرگو میگیره؟
یه کم نگاهم کرد و گفت : بکش .....

.

.

.

یکی از بدترین لحظه های زندگی وقتیه که فیلم رقصیدنت رو توی جمع نگاه می کنی

.

.

.

به دوستم گفتم سه بار پشت سر هم بگو

سه سیر سرشیر سه شیشه شیر !

نامبرده حدود یک ساعته لکنت زبون گرفته ! :) )

.

.

.

تا حالا دقت کردین

وقتی یه نفر شمارو دعوت به دیدن یه فیلمی که قبلا خودش دیده میکنه

تو مدت فیلم یه جوری نگاتون میکنه که انگار خودش فیلمو ساخته؟!!!

.

.

.

مهندس کیست؟

در واقع "مهندس" به کسی میگن:

که تو کاری تخصص داره و کاری رو به خوبی انجام میده.

... همین کلمه ی "مهندس" با حفظ سِمت,

به کسایی که تو یه کاری گند میزنه هم گفته میشه.

بعد در جای دیگه ممکنه "مهندس" در قالب یک اسم اشاره,

به کسی که اسمشو نمی دونیم هم استفاده بشه.

همچنین اگه همین کلمه ی "مهندس" خوب ادا شه,

میتونه در حکم فحش هم باشه

.

.

.

آدﻡ ﻫﺎ ﻭﻗﺘﻲ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻴﺴﺘﻦ ﻣﻴﺮﻥ

ﻭﻗﺘﻲ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻴﺸﻦ ﺑﺮﻣﻴﮕﺮﺩﻥ . . .

.

.

.

"چک آب" چیست !؟

به عملی که در آن فرد قبل از وارد شدن به توالت شیر آن را باز کرده

و از وصل بودن آب اطمینان حاصل میکند تا مبادا بعد از اتمام کارش

دچار مشکلات ناشی از بی آبی در توالت گردد !

.

.

.

بسلامتی اون رفیقی که حاضره بخاطر رفیقش کنارش باشه و بد بگذرونه...!

.

.

.

مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود ، تابلویی بر ویرانه خانه و مغازه اش آویخت

که روی آن نوشته بود : مغازه ام سوخت ! اما ایمانم نسوخته است !

فردا شروع به کار خواهم کرد !

اگر در عشق شکست خوردید ان اخر دنیا نیست

.

.

.

یه بار شیطون گولم زد، رفتم از جیب بابام ۲۵ تومن (۲۵ تا یه تومنی) ورداشتم

رفتم پفک اینا خریدم، عصرش عذاب وجدان گرفتم،

رفتم از کیف مامانم ۵۰ تومن ورداشتم گذاشتم تو جیب بابام.

.

.

.

یادش بخیر بچه بودیم اون موقع ها شماره ها روی تلفن نمی افتاد !

زنگ میزدیم مزاحم میشدیم

یه بار زنگ زدم یه دختره گوشی رو برداشت ، منم فوت میکردم !

دختره گفت ، خوب حالا من با فشار دادن یک دکمه .....

آقا ما هم از ترسمون سریع قط میکردیم !

یه همچین اسگل هایی بودیم ما !!!

.

.

.

(توصیه هایی برای سادیسمی شدن)

سر جلسه امتحان تقلب اشتباه برسونین به دوستتون !
به بچه همسایه بگید اگه یه خودکار رو قورت بده ، بزرگ شه مهندس میشه !
از کنه ای که نیشتون زده ، دیه بگیرین !
شونه های مگسائی رو که تازه نشستن روتون بمالین تا خستگیشون در بره !
وقتی قایق موتوری تون وسط دریا خاموش کرد ، پیاده بشین هل بدین !
بلالی که دونه هاش کج هست رو ببرین ارتودنسی !
به گل مصنوعی روی میزتون به زور آب بدین تا بخوره !
داداش کوچیکتون رو بذارین توی مایکروفر تا برنزه بشه !
گوشی موبایلتون رو با سنجاق قفلی به پاچه شلوارتون وصل کنین !
سی دی قفل دار رو بشکنین تا قفلش باز بشه !
با هندوانه یه قل دو قل بازی کنین !
به دوست دکترتون بگین : مرض جدید چی داری ؟ !

.

.

.

سه تا مرد مست سوار تاکسی شدن..
در رو که بستن ، راننده دید خیلی مستن ، سریع ماشین رو روشن کرد ،بعد زود
خاموش کرد گفت:
مسافران عزیز رسیدیم به مقصد..!
مرد اولیه پول میده پیاده میشه...
مرد دومیه نه تنها پول میده بلکه تشکر هم میکنه !
مرد سومیه اما با عصبانیت تمام یه دونه محکم میزنه تو سر راننده !
راننده میگه چرا میزنی..؟
اونم میگه: اینو زدم که درس عبرتی بشه واست از این به بعد تند نری..!
داشتی هممونو به کشتن میدادی مرتیکه...!


تاريخ : چهارشنبه 30 فروردین 1391 | 08:49 | نويسنده : behrooz24
برخی از فیلم‌های چارلی چاپلین:

آتش‌نشان، ماجراجو، یک زندگی سگی، پسر بچه، دیکتاتور بزرگ، سیرک، شهر نورانی می‌شود، عصر جدید، مغازه وسیقه گذاری، دریا، غریبه، یک زن، بانک، سرسره بازی، خیابان آرام ...

نمایی از برخی فیلم‌های کمدی چارلی چاپلین

 
www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌

 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران