
حرفهایی هست برای نگفتن و
ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرفهایی است که
برای نگفتن دارد و کتاب هایی نیز هست برای ننوشتن
و من اکنون رسیده ام به آغاز چنین کتابی…
تو را دوست دارم
تو را دوست دارم
در این باران
میخواستم تو
در انتهای خیابان نشسته باشی
من عبور کنم
سلام کنم
لبخند تو را در باران میخواستم
میخواهم
تمام لغاتی را که می دانم برای تو
به دریا بریزم
دوباره متولد شوم
دنیا را ببینم
رنگ کاج را ندانم
نامم را فراموش کنم
دوباره در آینه نگاه کنم
ندانم پیراهن دارم
کلمات دیروز را
امروز نگویم
خانه را برای تو آماده کنم
برای تو یک چمدان بخرم
تو معنی سفر را از من بپرسی
لغات تازه را از دریا صید کنم
لغات را شستشو دهم
آنقدر بمیرم
تا زنده شوم…
احمدرضا احمدی بیرجندی
توسل به امام رضا(ع) تا جایی اهمیت دارد که امام خمینی(ره) در این باره میفرمایند:
همه نیروها، همه قدرتها در هر جا هستند، محتاج به توجه خاص حضرت رضا- سلام اللَّه علیه- هستند.
امام علی بن موسیالرضا (ع) هشتمین امام شیعیان است که در سن 35 سالگی مسئولیت امامت و رهبری شیعیان را بر عهده گرفتند. حیات ایشان با خلافت خلفای عباسی مقارن بود که سختیها و رنج بسیاری را بر امام(ع) رواداشتند و سر انجام مامون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند.

آیت الله العظمی روحانی درباره توسل به امام رضا(ع) میفرمایند: بهترین راه توسل به امام رضا (علیه السلام) طریقه اى است که از خود ایشان وارد شده است: «هرگاه اتفاق مهمى براى تو رخ داد، دو رکعت نماز بخوان، در یک رکعت فاتحه و آیتالکرسى و در رکعت دوم حمد و سوره قدر را بخوان، سپس قرآن را بردار و آن را بالاى سرت بگیر و بگو:
«اللّهُمَّ بحَقِّ ما أَرْسَلْتَهُ إِلى خَلْقِکَ،
وَبحَقِّ کُلّ آیَة فِیه، وَبحَقِّ کُلّ مَنْ مَدَحْتَهُ فیهِ عَلَیْکَ،
وَبحَقِّکَ عَلَیْهِ، وَلانَعْرِفُ أَحَداً أَعْرَفُ بحَقِّکَ مِنْکَ».
سپس 10 بار مى گویى: «یا سَیّدى یا اللّه»، و 10 بار «بحَقِّ مُحَمَّد»، و 10 بار «بحَقِّ عَلىّ»، و 10 بار «بحَقِّ فاطِمَةِ»، و به همین شکل 10 بار اسم هر کدام از ائمه را یکى بعد از دیگرى مىگویى. امام رضا(ع) مى فرماید: «تا اینکه به امام زمانت مىرسى. به راستى که از جاى خود برنمىخیزى مگر این که خداوند حاجت تو را برآورده مىسازد».


سلطان علی بن موسی الرضا (سلام الله علیه) می فرمایند:
« هر کس مرا در آن سرزمین آگاهانه و خالصانه زیارت کند، همچون کسی است که پیامبر خدا را زیارت کرده است .»
بحارالانوار 102/31 "س.ه"

کعبه ی اهل ولاست صحن و سرای رضا
شهر خراسان بُوَد کرب و بلای رضا
در صف محشر خدا مشتری اشک اوست
هر که در اینجا کند گریه برای رضا
کیست پناه همه جز پسر فاطمه؟
چیست رضای خدا غیر رضای رضا؟
بر سر دستش برند هدیه برای خدا
ریزد اگر دُرّ اشک، دیده به پای رضا
نغمه ی قدّوسیان بود به آمین بلند
حیف که خاموش شد صوت دعای رضا
از در باب الجواد می شنوم دم به دم
یا ابتای پسر، وا ولدای رضا
بوسه به قبرش زدم، تازه زطوس آمدم
باز دلم در وطن کرده هوای رضا -

آنانکه عاشقند به دنبال دلبرند
هر جا که می روند تعلق نمی برند
ما عاشقیم عاشق زهرا و حیدریم
ما شیعیان کشور موسی بن جعفریم
آن گردنی که تیغ تو را بوسه می زند
سوگند می خوریم ، پشیمان نمی شود
تو آسمان عشقی و خورشید گنبدی
خورشید هشتمی و به ایران خوش آمدی
ای مهربانترین کرم سفره ی گدا
یا ایها الرئوفی و یا ایها الرضا
صلی الله علیک یا علی ابن موسی الرضا (ع)
قدم به حرم بی مدد نخواهد زد
بدون واسطه دم از احد نخواهد زد
گدای کوی رضا شو که آن امام رئوف
به سینه ی احدی دست رد نخواهد زد

گنبدت از هر کجای شهر سو سو می کند
دست هر آشفته ای را پیش تو رو می کند
در لباس خادمان مهربانت، آفتاب
صبح ها صحن حرم را آب و جارو می کند
ماه هر شب کنج بست شیخ حر عاملی
یاد معصومیت آن بچه آهو می کند
یاد معصومیت آن بچه آهو، یاد تو
کوچه های شهر را لبریز یاهو می کند
باد هم مثل نگهبان درت، بدو ورود
غصه را از شانه های خسته، پارو می کند
عطر نابی می وزد از کوچه باغ مرقدت
هر که می آید حرم، این عطر را بو می کند
خادمی می گفت که آقا به وقت بدرقه
دست زائر را پر از گل های شب بو می کند





از امام رضا پرسیدم :
فاصله اینجا تا حرمت چقدر است ؟
گفت به اندازه ای که بگویی سلام

