تاريخ : شنبه 23 بهمن 1395 | 07:27 | نويسنده : behrooz24

گنبدت از هر کجای شهر سو سو می کند
دست هر آشفته ای را پیش تو رو می کند
در لباس خادمان مهربانت، آفتاب
صبح ها صحن حرم را آب و جارو می کند
ماه هر شب کنج بست شیخ حر عاملی
یاد معصومیت آن بچه آهو می کند
یاد معصومیت آن بچه آهو، یاد تو
کوچه های شهر را لبریز یاهو می کند
باد هم مثل نگهبان درت، بدو ورود
غصه را از شانه های خسته، پارو می کند
عطر نابی می وزد از کوچه باغ مرقدت
هر که می آید حرم، این عطر را بو می کند
خادمی می گفت که آقا به وقت بدرقه
دست زائر را پر از گل های شب بو می کند





